تبليغاتX
و من عاشق شدم.....

دیشب...

صدایت چنان بر سقف دلم کوبید٬

که لرزش دلم را هنوز حس میکنم.....

نوشته شده توسط بهروز در ساعت 9:30 | لینک  | 

رفتنت را تماشا میکنم.

نامت را فریاد میزنم ولی بی صدا...

مبادا که ترک بردارد.....

چینی نازک تنهایی تو.....

نوشته شده توسط بهروز در ساعت 15:17 | لینک  | 

این بار

نگاهت که در نگاهم افتاد...

چشمانم را دزدیدم...

شرم بود یا شوق؟ نمیدانم!

فقط مشتاق دوباره دیدن نی نی چشمان زیبای توام.....

نوشته شده توسط بهروز در ساعت 13:12 | لینک  | 

چشمان را باز کن و به قصر تنهایی من

- که تو ساختی برایم -

نگاه کن.....

اینجا اینقدر دلگیر است،

که حتی فکر کردن به آن...

آدم را واروونه می کند......

نوشته شده توسط بهروز در ساعت 14:55 | لینک  | 

چقدر جای چشمانت در نگاهم...

و جای انگشتانت در دستانم خالیست.....

نوشته شده توسط بهروز در ساعت 13:4 | لینک  |